محمد مهريار

232

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

پاوا P v پاوا ديهى است در دهستان گركن بخش مركزى شهرستان لنجان اصفهان . محلى بسيار سرسبز ، خرم ، دلاويز و خوش‌منظره است و رودخانهء زاينده‌رود در باختر آبادى روان است . در سال 1355 جمعيت آن را 775 نفر برآورد كرده‌اند « 1 » و اينك به ناچار بيشتر است . به حكم اينكه محل به ام القراى ناحيت لنجان يعنى پيربكران نزديك است و جادهء آسفالتهء اصفهان - پيربكران از نزديك آن مىگذرد و به حكم داشتن آب كافى و زمين حاصلخيز بسيار آباد ، با اقتصادى شكوفا است و جمعيتى زحمتكش و كاركن دارد . در محل ديه اثر قديمى وجود ندارد و در اين كتاب مكرر اين نكته تذكر داده شده است كه در نواحى لنجان به حكم اينكه ساختمانها را از خشت خام برمىآورده‌اند امكان به وجود آمدن ساختمانى پايدار و استوار كه در قبال مرور دهور باقى بماند اصلا وجود ندارد . اين است كه از گذشتهء كهن چيزى در اينجا نمىشود يافت . اخلاق و معيشت و نوع زندگانى و زبان و لهجه و هرچه از قديم مىتوانسته در اينجا اثرى از خود باقى بگذارد ، در طومار روزگار محو شده و نشانى از آن نيست . به‌صورت شكوا ، به مناسبت همه‌جا تذكر داده‌ايم كه شهرگرايى همچون بلايى به جان تمام روستاها در همه‌جاى كشور افتاده است و زود باشد كه نشانى از روستا باقى نگذارد . در اينجا هم شهرگرايى به‌شدت نفوذ دارد و نظر به نزديكى به اصفهان و شهرهاى نزديك ديگر ، اين خصوصيت در همهء اطراف و جوانب اين ديه شدت بيشتر دارد . هرچه از گذشته و تاريخ بجوييم چيزى در اين ديه نيست ، كه هرچه هست در نام آن خلاصه شده است . ببينيم تركيب و ساخت اين واژه چيست . واژه‌شناسى : به‌عنوان مقدمه بگوييم كه تركيباتى مثل زاوه ، ساوه ، آوه ، پاوه و چند واژهء ديگر مانند آن در اطراف كشور بسيار است و همه از دو جزء اول « پا » ، « سا » ، « زا » و « آو » تشكيل شده و جزء دوم به‌صورت « آوه » مركب از دو جزء « آو + ه » است ، يعنى آب و حرف آخر علامت نسبت است . زاوه و ساوه هر دو صورت ديگرى از « زه‌آبه » است . يعنى جايى كه آب آن از « زه » است و « زه » ، آبى است كه از زمين مىتراود . ( « ز » و « س » باهم قابل

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 55 .